X
تبلیغات
راهنمای درمان اعتیاد

راهنمای درمان اعتیاد
 
نمايندگی آکادمی

"به نام خدا"

دهمین جلسه از دوره پنجاه و دوم سری کارگاههای آموزشی ویژه همسفران کنگره 60 با استادی سرکار مریم ، نگهبانی خانم سحر و دبیری خانم مریم با دستور جلسه ( وادی هشتم و تاثیر آن روی من) در تاریخ 93/02/02 رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود . 

خلاصه سخنان استاد:وادی هشتم به مانند مابقی وادی ها قانون می باشد، وادی حرکت، وادی قرار گرفتن در مسیر مستقیم است...


برچسب‌ها: وادی هشتم, کارگاه, آموزش, همسفران, آکادمی

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوم اردیبهشت 1393 توسط همسفر شیوا

"به نام قدرت مطلق"

روز دوشنبه مورخ 93/02/01 تولد یکسال رهایی آقایان مجتبی و علی رهجویان آقای سیروس حسین زاده را با شور فراوان جشن گرفتیم.


 خلاصه سخنان استاد :

این تولد ها را می گیرند که آنهایی که در حال سفر کردن در سفر اول هستند, ببینند و متوجه بشوند که علی و مجتبی روز اولی که آمدند این طوری نبودند و چه اتفاقی افتاده که الان اینجا نشسته اند و 14 ماهه که مواد مصرف نکردند .آنها 11 ماه گوش کردند و سفر کردند و با خدمت کردن به درمان رسیدند.


برچسب‌ها: رهایی, کنگره60, درمان اعتیاد

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوم اردیبهشت 1393 توسط محمد زارع



دامنه ارتعاش آقای امین دژاکام

رشدی که کنگره ،از هنگام تاسیس  تا به امروز داشته است،  بسیار زیاد و چشم گیر بوده   . در کنگره ساختارهای گوناگونی وجود دارند که هر کدام  از آنها،  کار خودشان را انجام میدهند  در کنگره تمام کارها به صورت گروهی انجام میشود و اگر فردی بخواهد به تنهایی و بدون مشورت  کاری انجام دهد ، هیچ گاه موفق نخواهد بود. یکی از ساختارهای کنگره که وظیفه  و مسئولیت  مهی را دارند  دیده بانان هستند  تمامی تصمیم گیری های مهم  در مورد  کنگره ،  در شورای دیده بانان انجام میگیرد و نتیجه به مجریان کنگره یا همان مرزبانان اعلام میشود و توسط آنها به اجرا در می آید . یکی از کارهایی که در این شورا انجام میشود این است  که از تخلفات و اشتباهات احتمالی جلوگیری شود.


برچسب‌ها: ارتعاش, دیده بان, کنگره

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوم اردیبهشت 1393 توسط همسفر قانعی
"به نام قدرت مطلق الله"
اولین جلسه هماهنگی وبلاگ نویسان نمایندگی آکادمی درسال 1393 روز چهارشنبه مورخ 1393/02/03 راس ساعت 2:30 در نمایندگی آکادمی تشکیل می شود
لطفا تمام عزیزانی که نام کاربری دارند حضور داشته باشند.(مسافران و همسفران)
((با تشکر کنگره مرزبانان نمایندگی آکادمی))


برچسب‌ها: جلسه, وبلاگ, نمایندگی, آکادمی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوم اردیبهشت 1393 توسط کنگره مرزبانان نمایندگی آکادمی
یک زن در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود چون هنوز چند ساعت به پروازش باقی مانده بود، تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری کند.
 
او یک بسته بیسکوئیت نیز خرید او برروی یک صندلی دسته‌دارنشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد. در کنار او یک بسته بیسکوئیت بود و مردی در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه می‌خواند .وقتی که او نخستین بیسکوئیت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم یک بیسکوئیت برداشت و خورد. او خیلی عصبانی شد ولی چیزی نگفت. پیش خود فکر کرد: «بهتر است ناراحت نشوم. شاید اشتباه کرده باشد.» ولی این ماجرا تکرار شد. هر بار که او یک بیسکوئیت برمی‌داشت ، آن مرد هم همین کار را می‌کرد. این کار او را حسابی عصبانی کرده بود ولی نمی‌خواست واکنش نشان دهد. وقتی که تنها یک بیسکوئیت باقی مانده بود، پیش خود فکر کرد: «حالا ببینم این مرد بی‌ادب چکار خواهد کرد؟» مرد آخرین بیسکوئیت را نصف کرد و نصفش را خورد. این دیگه خیلی پرروئی می‌خواست! او حسابی عصبانی شده بود در این هنگام بلندگوی فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپیماست. آن زن کتابش را بست، چیزهایش را جمع و جور کرد و با نگاه تندی که به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه اعلام شده رفت.وقتی داخل هواپیما روی صندلی‌اش نشست، دستش را داخل ساکش کرد تا عینکش را داخل ساک قرار دهد و ناگهان با کمال تعجب دید که جعبه بیسکوئیتش آنجاست، باز نشده و دست نخورده! خیلی شرمنده شد!! از خودش بدش آمد.یادش رفته بود که بیسکوئیتی که خریده بود را داخل ساکش گذاشته بود.آن مرد بیسکوئیت‌هایش را با او تقسیم کرده بود، بدون آن که عصبانی و برآشفته شده‌باشد.در صورتی که خودش آن موقع که فکر می‌کرد آن مرد دارد از بیسکوئیت‌هایش می‌خورد خیلی عصبانی شده بود. و متاسفانه دیگر زمانی برای توضیح رفتارش و یا معذرت‌خواهی نبود.

چهار چیز است که نمی‌توان آن‌ها را بازگرداند…
سنگ … پس از رها کردن!
حرف … پس از گفتن!
موقعیت… پس از پایان یافتن!
و زمان … پس از گذشتن

امیدوارم از فرصت های زندگی به خوبی استفاده نمائیم.

ارادتمند مسافر حسین گورنگی


برچسب‌ها: کنگره 60, درمان اعتیاد, محبت
نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوم اردیبهشت 1393 توسط حسین

><>< به نام احیا کننده مطلق ><><

دهمین جلسه از دوره پنجاه و چهارم کارگاههای اموزشی کنگره 60 ویژه آقایان مسافر درنمایندگی اکادمی با دستور جلسه "وادی هشتم و تاثیر ان روی من" با استادی اقای حامد شمس و نگهبانی میلاد بیابانی و دبیری مهدی پارسا روز دوشنبه تاریخ 1393,2,1 رأس ساعت 17:00 اغاز به کار نمود.


ان چیزی که مانع حرکت انسان می شود چیزی نیست جز ناامیدی,خشم ,کینه,ترس,منیت و غرور.....

خلاصه سخن استاد :

زمانی که در سفر اول بودم ,دوست نداشتم که در صندلی های ردیف های جلو  بنشینم,چون میترسیدم که از من مشارکت خواسته شود و می خواستم راحت تر باشم و یه جورایی فرار می کردم از حرکت ,فرار میکردم از قبول مسئولیت ها و ...؛

ادامه دارد,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوم اردیبهشت 1393 توسط سید مهدی محمدی
"به نام قدرت مطلق الله"

روز پنجشنبه مورخ 1393/02/04 انتخابات نگهبانی دوره پنجاه و سوم در نمایندگی آکادمی انجام می شود؛ عزیزانی که شرایط شرکت در این انتخابات را دارند؛ به مرزبانی نمایندگی آکادمی مراجعه نمایند.


با تشکر کنگره مرزبانان نمایندگی آکادمی


برچسب‌ها: انتخابات, نگهبانی, دوره, پنجاه و سوم, کنگره60
نوشته شده در تاريخ دوشنبه یکم اردیبهشت 1393 توسط کنگره مرزبانان نمایندگی آکادمی


         


خدا ، از زبان  حکیم بزرگ ابوالقاسم فردوسی

به نام خداوند جان و خرد،  کز این برتر اندیشه برنگذرد

خداوند نام و خداوند جای ، خداوند روزی ده و رهنمای

زنام و نشان و گمان برتر است، نگارنده بر شده گوهر است

به بینندگان آفریننده را ، نبینی مرنجان دوبیننده را

نیاید بدو نیز اندیشه را ، که او برتر از نام و از جایگاه

سخن هرچه زین گوهران بگذرد،  نباید بدو راه جان و خرد

خرد گر سخن برگزیند همی ، همان را گزیند که بیند همی

ستودن نداند کس اورا چوهست،  میان بندگی را بایدت بست

خرد را و جان را همی سنجد او،  دراندیشه سخته کی گنجداو



برچسب‌ها: فردوسی, خداوندفشناخت, عقل

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه یکم اردیبهشت 1393 توسط همسفر قانعی

"به نام قدرت مطلق الله"

هشتمین جلسه از سری اول کارگاه های آموزشی مجازی نمایندگی آکادمی با استادی آقای عزت الله عابدی  مرزبان محترم نمایندگی آکادمی و دستور جلسه"وادی هشتم وتاثیر آن روی من"

سلام دوستان عزت الله هستم یک مسافر:

مصرف تریاک,شیره,حشیش,قرص ,الکل؛اخرین انتی ایکس مصرف تریاک ,شیره 8گرم خوراکی.هفت سال و چهار ماه رهایی داشتم که با تایید و تشخیص اقای مهندس 19 ماه سفر ایکس کردم.روش درمان DST  با شربت OT و استاد راهنمایی اقای احمد حکیمی ,ازادی 10 سال.


برچسب‌ها: وادی هشتم, کارگاه, مجازی, آکادمی, کنگره60

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 توسط مهدی پارسا



علم قسمت آخر، آقای امین دژاکام

در قسمت قبل گفته شد:  که ما باید در تفکرات و جهان بینی خودمان از تجربیات دیگران استفاده کنیم  واین که  خودمان  مدام  دست  به تجربه بزنیم ، اصلا کار درستی  نیست .  ما باید از تجربیات دیگران درس بگیریم  و مسائل  را حل کنیم  ما  با  تفکر و نگاه کردن به سرگذشت بزرگان تاریخ ، که بسیار آمده اند و رفته اند میتوانیم  تجربه های با ارزشی به دست بیاوریم  .


برچسب‌ها: علم, آموزش, دانایی

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 توسط همسفر قانعی

"به نام یزدان پاک "

دهمین جلسه از دوره پنجاه و سوم کارگاه‌های آموزشی کنگره 60 ویژه آقایان مسافر در نمایندگی آکادمی با دستور جلسه "وادی هشتم"با استادی آقای عباس امیرمعافی و نگهبانی آقای بهنام  و دبیری آقای احسان   در روز شنبه 1393/01/30 رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.



خلاصه سخنان استاد :

بعضی خصوصیات اخلاقی در انسان هست که خیلی باعث آزار انسان میشود و تغییر آن خیلی سخت است . من در  گذشته که برای تهیه مواد میرفتم اگر ساقی نبود و یا اینکه جنس بد به من میداد حالم خراب میشد و دقیقا احساس طلب کار بودن از همه کس و همه چیز را داشتم. وقتی به کنگره آمدم بزرگترین مشکلم که توانستم حل کنم همین احساس طلب کارانه خودم از دیگران بود ....



برچسب‌ها: کنگره 60, مسافر, کمک راهنما, درمان

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام فروردین 1393 توسط ناصر توکلی

         


دانشمند نحوی و ناخدا

آن یکی نحوی به کشتی درنشست،روبه کشتیبان نمود آن خودپرست

روزی دانشمندی آشنا به علم نحو سوار کشتی شد . وقتی کشتی در دریا به حرکت  درآمد ، دانشمند روکرد به ناخدای کشتی و از او پرسید: آیا تو از علم نحو چیزی میدانی ؟  ناخدا گفت: خیر ، دانشمند  با طعنه  گفت: نیمی از عمر تو در فناست ، چطور چیزی نمیدانی !؟ ناخدا غمگین شد  و سکوت کرد  بعد  به کارش مشغول شد . همین طور که کشتی به راه خود ادامه میداد ، ناگهان طوفان سختی  دریا را بر گرفت  و کشتی را دچار گرداب کرد .  ناخدا از فرصت استفاده کرد و به دانشمند گفت: آیا شنا کردن بلدی؟دانشمند گفت خیر،ناخدا گفت : چطور بلد نیستی!؟ کل عمرت بر فناست، زیرا کشتی در حال غرق شدن است .



برچسب‌ها: داستان, عبرت, آموزش مثنوی

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام فروردین 1393 توسط همسفر قانعی
تمامي حقوق اين وبلاگ محفوظ است | طراحي : Elyas
كنگره 60 نمایندگی آكادمي